تبلیغات
سرگرمی های صورتی - خاطره فنی/:
وبلاگی برای سرگرمی

خاطره فنی/:

پنجشنبه 28 تیر 1397 12:30 ب.ظ

نویسنده : دختر بهشتی(سارا)
سلام

خوبین خوشین؟؟

اقا من یه روز توی مدرسمون داشتم با دوستم ول میچرخیدم که دیدم دو تا سرباز دارن میرن توی منطقه ممنوعه مدرسمون/:
سریع پریدم پشت دیوار(میخواستم ببینم اونجا چه خبره/:)

دوستمم انداختم پشتم...

داشت بارونم میبارید شدید
دیدم اون تا اومدن بیرون...
توی دست یکی از اون سربازا یه چیزی بود
میخواستم ببینم چیه

یه دفعه پام خورد به پای دوستم..
داشتم میافتادم روش...
میدونستم نباید می افتادم روش/: وگرنه...(یه خورده هم دوستم دستتش سنگین بود)
دستم خورد تو کله ش
زانوم رفت تو شکمشو....

فکر کنم بدونید چه اتفاقی براش افتاد که دو هفته درد داشت/:
امیدوارم چه چنین اتفاقی براتون نیفته...
چون کمر منم درد میکرد..

مرسی

بای...



دیدگاه ها : ثابت گلم^_^
آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 تیر 1397 03:03 ب.ظ